
Rainer Zitelma آکادمیک و کارآفرین آلمان به بررسی روانشناسی سازندگان ثروت می پردازد.
سرمایه گذار ، کارآفرین و دانشگاهی مستقر در آلمان ، دکتر راینر زیتلمن به این صفحات باز می گردد تا در مورد آنچه مردم را به سمت دستیابی به وضعیت ارزش خالص بالا سوق می دهد ، صحبت کند. چنین رانندگان همیشه به همان اندازه مورد قدردانی قرار نمی گیرند ، و اغلب در برخی از زندگی نامه ها و زندگی نامه های تکنیک های تکنیکی دره سیلیکون و همسالان خود در سایر بخش ها مبهم هستند.
دکتر زیتلمن اخیراً در مورد سایر موارد - گاه بحث برانگیز - مدیریت ثروت نوشت ، مانند افرادی که مایل به اعتراف نیستند که انتقاد آنها از ثروت بزرگ به جای مفهوم عدالت اجتماعی ، ناشی از حسادت است. او همچنین در مورد وراثت و سوء استفاده های نادرست نوشته است که می تواند از آن ناشی شود. ویراستاران این سرویس خبری خوشحال هستند که این نظرات را به اشتراک می گذارند. برای پاسخ دادن ، خوانندگان باید از طریق ایمیل tom. burroughes@wealthbriefing. com یا jackie. beion@clearviewpublishing. com ایمیل کنند
کتابهای زیادی وجود دارد که نحوه ثروتمند شدن را توضیح می دهد.
اما مبانی واقعی موفقیت چیست؟آموزش از تفکر کارآفرینی ، شادی شنا در برابر جریان نظر اصلی و توانایی تبدیل مشکلات به فرصت ها اهمیت کمتری دارد.
انبوهی از کتاب ها در مورد چگونگی ثروتمند شدن وجود دارد. اما بیشتر آنها کتابهای "چگونه به" هستند که خوانندگان باید به دلایل مختلف با درجه شک و تردید به آنها نزدیک شوند: اگر نویسندگان کتاب ها ادعا می کنند دقیقاً می دانند چگونه ثروتمند می شوند ، ناگفته نماند که آنها باید خودشان ثروتمند باشندبشرمتأسفانه ، این اغلب اینگونه نیست. البته می توان استدلال کرد که کسی می تواند کتاب خوبی در مورد آموزش در یک ورزش بنویسد بدون اینکه لزوماً خود یک ورزشکار نخبه باشد. در این حالت ، کتاب آنها باید مبتنی بر تحقیقات علمی باشد. با این حال ، هرکسی که از طریق تعداد زیادی کتاب راهنما در مورد موضوع "ثروتمند شدن" کار کند ، به زودی متوجه خواهد شد که اکثریت قریب به اتفاق بر اساس نظرات شخصی نویسنده است نه بر تجربه شخصی یا یافته های علمی.
محققان علمی تاکنون بینش بسیار کمی در مورد موضوع ثروتمند شدن ارائه داده اند. جامعه شناسان و اقتصاددانان بیشتر از آنچه در پیدایش ثروت در سطح شخصی بوده اند به "تحقیقات نابرابری" یا "تحقیقات فقر" علاقه مند بوده اند ، حتی اگر بسیاری از افراد بسیار علاقه مند باشند.
سهام جواب نمی دهد ، کارآفرینی است-بسیاری از کتابهای "چگونه به ثروتمند شدن" سرمایه گذاری در بورس سهام. و ، در واقع ، سهام به هدف خود خدمت می کند - اگرچه تمایل دارند به جای ایجاد ثروت ، برای حفظ ثروت مناسب تر باشند. یکی از محققان آلمانی ، ملانیا بووینگ-شرمانبروک ، 472 مصاحبه با افراد به ارزش 2. 3 میلیون یورو و دارایی خالص متوسط به ارزش 1. 4 میلیون یورو برای پایان نامه دکتری خود انجام داد. بنابراین ، این مطالعه با به اصطلاح میلیونر در کنار هم انجام شده است.
یافته اصلی وی این بود که مهمترین پیش نیاز برای ثروتمند شدن (به استثنای وراثت) خود اشتغالی است ، یعنی کار به عنوان یک آزادکار یا بیشتر از این ، به عنوان یک کارآفرین.
"به ویژه کارآفرینی ضامن ثروت بسیار بالا است. ثروت متوسط با کارآفرینی بسیار افزایش می یابد: به طور متوسط ، خانوارهایی که از این طریق ثروتمند می شوند 2. 5 میلیون یورو بیشتر از خانوارهایی هستند که کارآفرینی عاملی نیست. "کارمندان به ندرت ثروتمند می شوند. وراثت نقش ایفا می کند ، اما در بیش از نیمی از خانواده های ثروتمند مطالعه ، خود اشتغالی به مراتب بیشتر از وراثت بود. در ایالات متحده ، نسبت میلیونرهای خودساخته و میلیاردرها حتی بیشتر از آن در آلمان است. در سال 1984 ، کمتر از نیمی از افراد در لیست Forbes 400 ثروتمندترین آمریکایی ها خود ساخته بودند. تا سال 2018 ، در مقابل ، این رقم به 67 درصد افزایش یافته است.
48 درصد از مصاحبه شوندگان در مطالعه آلمان اظهار داشتند که سرمایه گذاری در املاک و مستغلات یک منبع "مهم" از ثروت آنها را نشان می دهد ، و تقریباً یک در ده نفر تا آنجا پیش رفتند تا مالکیت املاک و مستغلات را به عنوان "مهمترین مشارکت کننده" توصیف کنند. به ایجاد ثروت خودشان. در مقایسه ، 20 درصد سود بازار سهام را به عنوان یک عامل مهم در ساخت ثروت خود توصیف می کند. با این حال ، تنها 2. 4 درصد اظهار داشتند که این مهمترین جنبه ثروتمند شدن است.
نگاهی به لیست های گسترده منتشر شده از ثروتمندترین مردم جهان تأیید کافی از این امر را ارائه می دهد: تقریباً همه افراد ثروتمند جهان صاحبان (و اغلب بنیانگذاران) شرکتهای بزرگ (یا وراث آنها) هستند ، در حالی که تقریباً هیچکدام از آنها وجود دارداز طریق بازار سهام ثروتمند شوید. اگرچه وارن بافت غالباً به عنوان نمونه ای از شخصی که از طریق سهام فوق العاده ثروتمند شده است ذکر می شود ، اما به هیچ وجه یک سرمایه گذار معمولی در سهام نیست - او به طور فعال در شرکت های ذکر شده شرکت می کند.
پیش زمینه و آموزش از اهمیت کمتری برخوردار است - تحقیقات تاکنون تا حد زیادی از بررسی ویژگی های شخصیتی که چنین نقش مهمی در ثروتمند شدن دارند ، مورد غفلت واقع شده اند ، که موضوع پایان نامه دکتری من ، نخبگان ثروت است: یک مطالعه اساسی در مورد روانشناسی فوق العادهریچ http://the-wealth-elite. com/. این مطالعه کیفی بر اساس 45 مصاحبه عمیق با افراد بسیار ثروتمند انجام شده است. علاوه بر این ، هر یک از مصاحبه شوندگان با پنجاه سؤال یک آزمون روانشناختی را انجام دادند. بیشتر شرکت کنندگان این مطالعه میلیونرهای خودساخته با ارزش خالص بین سی میلیون تا یک میلیارد یورو بودند-بنابراین آنها به طور قابل توجهی ثروتمندتر از میلیونرهای مورد بررسی در مطالعه فوق الذکر Böwing-Schmalenbrock بودند.
اول از همه ، همه ثروتمندان یکسان نیستند ، دقیقاً همانطور که همه افراد فقیر یکسان نیستند. اما الگوهای تکراری خاصی در زندگی ، ذهنیت و شخصیت آنها وجود دارد. بیشتر آنها از خانواده های طبقه متوسط آمده اند. نکته جالب توجه این است که والدین 60 درصد از مصاحبه شوندگان خود اشتغالی بودند-ده برابر بیشتر از کل جمعیت آلمان. والدین اغلب کارآفرین ، صاحبان مشاغل کوچک یا حتی کشاورز بودند - عمدتا ثروتمند نیستند ، اما کارمندان برای شخص دیگری کار نمی کنند. بنابراین ، به عنوان کودکان و نوجوانان ، مصاحبه شوندگان این امر را تصور می کردند که بعداً خود اشتغالی می شوند.
یافته جالب دیگر این است که هیچ ارتباطی بین عملکرد مدرسه مصاحبه شوندگان و دانشگاه و سطح ثروت آنها در نهایت وجود ندارد. کسانی که بالاترین نمرات را در مدرسه و دانشگاه کسب کردند ، به دنبال جمع آوری بیشترین ثروت نبودند.
فعالیت های خارج از مدرسه از اهمیت بسیار بیشتری برخوردار بود. در حالی که آنها در مدرسه و دانشگاه بودند ، بیش از نیمی از مصاحبه شوندگان در سطح بسیار بالایی در ورزشگاه و ورزش های رقابتی شرکت کردند.
این به آنها آموخت که چگونه با پیروزی ها و شکست ها مقابله کنند و خود را در برابر رقبای خود ادعا کنند. آنها همچنین تحمل ناامیدی را به دست آوردند و در توانایی های خود اعتماد به نفس ایجاد کردند. شاید استراتژی هایی که آنها به عنوان جوانان اتخاذ کردند برای کسب درآمد در خارج از مدرسه و دانشگاه ، حتی جالب تر بودند. مشاغل معمولی برای کودکان و دانش آموزان مدرسه ، نوعی که یک دستمزد ساعتی پرداخت می کنند ، یک استثناء نادر بود. در بسیاری از موارد ، آنها قبلاً درگیر مشاغل یا فروش بودند ، حتی اگر هنوز در مدرسه و دانشگاه حضور داشتند.
مهارت های فروش بسیار مهم است-بنابراین مصاحبه شوندگان با ارزش خالص فوق العاده که معتقدند در دستیابی به موفقیت مالی بسیار بالاتر از حد متوسط و ثروت بسیار مهم ، از چه مهارت ها و ویژگی هایی برخوردار بودند؟دو سوم گفتند که توانایی فروش سهم تعیین کننده ای در موفقیت آنها داشته است. بیش از یک در سه نفر اظهار داشتند که آنها بین 70 تا 100 درصد از موفقیت خود را به مهارت های فروش خود مدیون هستند. برای آنها ، فروش فقط یک فرآیند بازاریابی محصولات یا خدمات نیست. آنها تعریف بسیار جامع تری از فروش دارند. آنها فروش را به عنوان روند متقاعد کردن افراد دیگر درک می کنند: متقاعد کردن یک مقام دولتی برای تصویب چیزی. القاء متقاضی شغل برتر برای پذیرش پیشنهاد شغلی. ترغیب کارمندان برای خرید به یک چشم انداز استراتژیک قانع کننده. یا به دست آوردن حمایت از یک بانکدار برای تأمین بودجه برای یک پروژه جدید. همانطور که یکی از سوپر ثروتمندان توضیح داد ، "همه چیز در حال فروش است."
و این مهارت های فروش چیزی نبود که آنها در مدرسه یا دانشگاه انتخاب کردند. در کنار هر استعداد فروش ، این تجربیات اولیه کارآفرینی بود که بسیاری از آنها به عنوان جوانان به دست آوردند که بسیار تعیین کننده تر بودند. این نشان می دهد که فرآیندهای یادگیری غیررسمی ، که در آن یادگیری ضمنی منجر به دانش ضمنی می شود ، از هر آنچه که در مدرسه و دانشگاه آموخته اند ، در موفقیت نهایی آنها از عوامل مهمتری برخوردار هستند.
احساس روده از مهارت های تحلیلی مهمتر است - به طرز عجیبی ، سوپر ثروتمند توضیح داد که تصمیمات آنها به مراتب بیشتر از احساس روده مبتنی بر احساس تجزیه و تحلیل است. حتی کسانی که بیشتر به رویکردهای تصمیم گیری تحلیلی متکی هستند ، گفتند که در 20 تا 40 درصد از تصمیمات خود به غریزه روده خود گوش می دهند. از طریق مقایسه ، در نظرسنجی از کل جمعیت ، نسبت کسانی که گفتند تصمیم می گیرند بر اساس "عقل" تصمیم بگیرند نسبت به کسانی که می گویند بر اساس "احساس" تصمیم می گیرند. احساس روده محصول یادگیری ضمنی است: گرگرفتگی بینش در کسری از دوم ظاهر می شود ، که ناشی از شناخت یک الگوی است ، آگاهی که به نوبه خود نتیجه تجربه جمع آوری شده در سالهای متمادی است.
شادی شنا در برابر فعلی - در طول مصاحبه ها ، دو نوع مجزا از کارآفرین و سرمایه گذار پدیدار شد. گروه اول خوشحال شدند که در مخالفت با نظر اکثریت و شنا در برابر جریان ایستادند. آنها واقعاً ناراحت کننده بودند وقتی این تصور را داشتند که دیدگاه آنها به یک وضعیت با "جریان اصلی" هماهنگ شده است ، همانطور که آنها به طرز ناامید کننده ای از آن خوانده می شدند. گروه دیگر به طور مستقل از اکثریت عمل می کردند ، که در واقع برای آنها بی ربط بود. این بدان معنی است که آنها عقاید خود را به طور مستقل از دیدگاه اکثریت شکل دادند. آنها نه با مخالفت با اکثریت ، زحمت کشیدند و تحریک شدند.
برخورد با مشکلات - افراد ثروتمند با این عقیده اساسی که مقصر مشکلات و بحران ها نیست ، نباید در شرایط خارجی یا افراد دیگر ، بلکه به خودی خود جستجو شود. آنها خود را قربانی شرایط یا ماشین های رقبای خود نمی دانند ، بلکه مسئولیت شکست های خود را بر عهده می گیرند. آنها همچنین از تحولات منفی بازار به عنوان بهانه ای استفاده نمی کنند ، بلکه در عوض می پذیرند که در وهله اول مقصر هستند که در وهله اول از این بازار سوء استفاده کرده اند.
با این حال ، مقابله با یک بحران فقط مربوط به برقراری مجدد وضع موجود نیست. در عوض ، آنها سعی می کنند چالش ها را به فرصت ها تبدیل کنند. آنها تأکید می کنند که موفقیت آنها نتیجه بحران ها و مشکلات شدید آنها است. کارآفرینان توضیح می دهند که گسترش شرکت آنها ، فتح بازارهای جدید ، پیشرفت های کلیدی در استراتژی یا محصولات شرکت آنها ، فقط در نتیجه مشکلات شدید ، شکاف و بحران حاصل شد.
آیا این بینش ها می توانند پایه و اساس نقشه راه برای ثروتمند شدن را تشکیل دهند؟مطمئناً به معنای نوع دستور العمل های گام به گام نیست ، خوانندگان تمایل دارند وقتی به مجموعه کتابهای "چگونه" در این زمینه مراجعه کنند ، انتظار دارند. اما با گفتن این حرف ، اگر می خواستید خودتان ثروتمند شوید و این فرصت را داشتید که با خودساژ ، چند میلیونر یا میلیاردرها صحبت کنید و چندین ماه را صرف اطلاعات مربوط به شخصیت ها ، تجربیات و نگرش خود کنید؟هر وقت این سؤال را در هنگام صحبت کردن در مورد موضوع ثروت می پرسم ، فرقی نمی کند که من در اروپا ، آسیا یا ایالات متحده باشم ، همه دست ها بالا می روند. وقتی می پرسم آیا کسی در مخاطب با یک میلیونر یا میلیاردر دوست است ، به سختی کسی جواب می دهد. اینها افرادی هستند که کتاب هایم را برای آنها می نویسم.
راینر زیتلمن به دلیل پایان نامه دکتری خود در مورد ثروت نخبگان ، دکترای جامعه شناسی خود را دریافت کرد: یک مطالعه پیشگامانه از روانشناسی سوپر ثروتمند ، که توسط لید منتشر شد.
کسب درآمد از بیت کوین...
ما را در سایت کسب درآمد از بیت کوین دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : ماهور الوند
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : دوشنبه
23 مرداد
1402 ساعت: 16:03