در مصاحبه ای با چرخ آزاد ، راکش Jhunjhunwala ، شریک ، شرکت های نادر و بازیگر آلیا بات ، بحث در مورد کار ، زندگی و آنچه باعث می شود آنها را تیک بزنید.
آلیا بات: آنها شما را با لمس Midas می نامند.
Rakesh Jhunjhunwala: با تشکر از معرفی مهربان و عصر بخیر و دیوالی مبارک! وقتی مردم با چنین شرایط درخشان با شما صحبت می کنند ، این زمان بسیار هوشیار است زیرا بدترین اشتباهات در بهترین زمان ها انجام می شود.
آلیا بات: این خیلی خوب گفته شد!
Rakesh Jhunjhunwala: و من هیچ لمس Midas ندارم. این فقط نعمت و نعمت بزرگان خدا است.
آلیا بات: البته فیض خدا اما قطعاً فیض شما نیز هست و من واقعاً باید بدانم که شما امروز این شخص هستید که امروز هستید. من دوست دارم سفری را که طی کرده اید بدانم زیرا به عنوان یک کودک همیشه می دانید که این همان کاری است که می خواستید هنگام بزرگ شدن انجام دهید؟
Rakesh Jhunjhunwala: بله ، من فکر می کنم تا زمان 12-13 سالگی ، من می دانستم زیرا پدرم نیز قبلاً در بازار سرمایه گذاری می کرد و او با دوستان خود در مورد بازار و در سن 12 تا 13 سالگی صحبت می کرد ، وقتی مردم پیدا می کنندجت های جنگنده جذاب و بیشتر مردم می خواهند خلبانان یا روزنامه نگار باشند ...
آلیا بات: دقیقاً ، دقیقاً ...
Rakesh Jhunjhunwala: ... در آن سن همه پسران به دختران علاقه مند هستند اما من سهام پیدا کردم ...
آلیا بات: شما علاقه ای نداشتید ...
Rakesh Jhunjhunwala: من بیشتر به بازار سهام علاقه مند بودم. من بازار سهام را بسیار جذاب دیدم زیرا قیمت های مورد استفاده برای نوسان ، من تعجب می کردم که چرا قیمت نوسان دارد. پدرم پس از آن سعی می کرد برای من توضیح دهد و من بسیار علاقه مند شدم و در آن سن تصمیم گرفتم که قصد دارم زندگی را در بازار سهام بسازم.
آلیا بات: بنابراین ، در 12-13 سالگی تصمیم گرفتید؟
Rakesh Jhunjhunwala: بله.
آلیا بات: واقعاً؟
Rakesh Jhunjhunwala: بله.
آلیا بات: از آنجا که من صادقانه ... منظورم این است که می دانم ما همان کار را انجام نمی دهیم اما من همیشه کسی بوده ام که می دانستم که از چهار سالگی می خواهم بازیگر شوم. من به آن فکر می کردم زیرا می دانستم امروز می آیم و شما را می بینم. من می خواهم در مورد سفر شما بدانم و من به عنوان یک کودک تعجب می کردم که چگونه می توانید فکر کنید که می خواهید این بزرگ باشید ...
Rakesh Jhunjhunwala: ببینید من یک پدر بسیار مستقل داشتم که می خواست آنچه را که از آن لذت بردم انجام دهم و او وقتی که با او صحبت کردم و وقتی که سعی کردم درک کنم ، می دید. حتی در آن سن ، او قضاوت كرد كه استعداد من نسبت به بورس خوب است. سپس ما از جامعه آمده ایم که به فعالیت های تجاری و سوداگرانه شناخته شده است. و سپس پدرم همیشه مرا تشویق می کرد. او گفت یک کار انجام دهید. او یک کارمند دولتی بود ، ما هیچ ثروت واقعی یا شغلی نداشتیم ، او گفت اگر شما مطالعه نکنید می توانید یک پون شوید ، در غیر این صورت B.com خود را انجام می دهید و CA خود را انجام می دهید ، پس از آن امنیت خواهید داشت. و فرض کنید می خواهید به بازار سهام بروید و موفق نشوید ، پس همیشه می توانید به یک کار دراز بکشید. و فکر می کنم این بیشتر مربوط به نگرش پدرم است که به من اجازه می دهد آنچه را که می خواهم انجام دهم.
آلیا بات: اما این در واقع سوال بعدی من خواهد بود. من باید از او بخاطر این امر تقدیر کنم زیرا در واقع بازار سهام مکانی بسیار دیسکی است تا بتواند حامل خود را در آن قرار دهد.
Rakesh Jhunjhunwala: هر آنچه در زندگی خوب است ، از جمله دختران زیبا است.
آلیا بات: خوب خوب گفت یک بار دیگر. من قصد دارم این یکی را انتخاب کنم و آن را بگیرم و بعداً به مردم بگویم. بنابراین این برای او شگفت انگیز بود. او واقعاً به شما اعتقاد داشت و آیا امروز از او تشکر می کنید که واقعاً احساس خوبی دارید؟
Rakesh Jhunjhunwala: من نمی توانم به اندازه کافی در زندگی از او تشکر کنم. من او را در سال 2008 از دست دادم. هنوز دلم برای او تنگ شده است. و ما قبلاً استدلال می كردیم كه او سوسیالیست متولد شده بود و من یك سرمایه دار متولد شده بودم. و مادرم یک قانون ایجاد کرده بود - هیچ بحثی در میز ناهار خوری. اگر همه ما صحبت می کنیم ، او شام نمی خورد. این تنها راهی است که او می تواند هر دو ما را ساکت نگه دارد و ما اختلاف نظر داشتیم و ... اگر او فکر می کرد به شرق ، من فکر می کردم به غرب فکر می کنم اما ما به یکدیگر دوست داریم و دوست داریم و من همیشه با پدر و مادرم زندگی می کردم. مادرم فقط دو ماه پیش درگذشت اما ... بسیاری از افراد از من می پرسیدند که مادرتان ، والدین شما با شما زندگی می کنند؟گفتم نه با پدر و مادرم زندگی می کنم. و واقعاً فقط دو خدای در زندگی وجود دارد - مادر و پدر و این است که وقتی فرزندان دارید ، فداکاری هایی را که والدین شما برای شما انجام داده اند ، متوجه می شوید.
آلیا بات: نه مادرم که تمام وقت برای من صبر می کند تا یک دختر داشته باشید ، صبر کنید تا یک پسر داشته باشید و دقیقاً می دانید که من چه احساسی دارم و البته بدیهی است که به عنوان کودکانی که ما آن را نمی فهمیم. به من بگویید وقتی به خانه برگشتید ، چگونه می توانید باز کنید؟من مطمئن هستم که بورس اوراق بهادار مکانی بسیار شلوغ است ، حداقل به نظر من به عنوان یک فرد غیرمستقیم زیرا من هیچ ایده ای در مورد بازار سهام ندارم ، بگذارید فقط آن را برای شما بچه ها قرار دهم که من هیچ ایده ای ندارم اما ...
Rakesh Jhunjhunwala: اما شما می دانید که بازار سهام مانند زن ، همیشه فرماندهی ، همیشه اسرار ، همیشه نامشخص ، همیشه بی ثبات ، همیشه هیجان انگیز است. بنابراین اگر می خواهید در بازار سهام عملکرد خوبی داشته باشید ... ببینید که سهام سهام به همان اندازه در مورد واقعیت در مورد روانشناسی است. بنابراین ، مگر اینکه شما ... من یک خلق و خوی داشته باشم که بتوانید در بورس اوراق بهادار تنظیم کنید ، نمی توانید موفق شوید و تنها پادشاه بازار است. در بازارها هیچ پادشاه دیگری وجود ندارد. همه کسانی که سعی می کنند پادشاهان بورس شوند ، به زندان جاده آرتور بروید. بنابراین بازار پادشاه است و شما نمی توانید با مشروطیت با زن رابطه خوبی داشته باشید. تنها راهی که می توانید او را داشته باشید ، احترام به او ، با درک او ، با تنظیم با او است. به همین دلیل بازار مانند زن است. من دو علاقه به زندگی دارم - بازارها و زنان. هر دو به چهار کلمه حرفی مربوط می شوند - بازارهایی با خطر و زن با عشق.
آلیا بات: وقتی بعد از یک روز سنگین به خانه برمی گردید ، چگونه می توانید باز کنید؟
Rakesh Jhunjhunwala: من دوست دارم بخوانم ، سپس دوست دارم فیلم هایی را تماشا کنم.
آلیا بات: پس شما فیلم تماشا می کنید؟
Rakesh Jhunjhunwala: من فیلم تماشا می کنم.
آلیا بات: همه فیلم ها ...؟
Rakesh Jhunjhunwala: همه.
تعریف نشده
آلیا بات: شما نیز در فیلم ها سرمایه گذاری کرده اید و فیلم هایی نیز تولید کرده اید ...
Rakesh Jhunjhunwala: بله من همه فیلم ها را تماشا نمی کنم اما انواع مستند را تماشا می کنم. من بسیاری از درام های تلویزیونی را تماشا می کنم. سپس من حتی خواندم. من عادت های تنبل دارم. هنگامی که پسرانم وارد می شوند ، من با بازی کردن با آنها با آنها باز می شوم و بعضی اوقات کارهای خانه خود را با آنها انجام می دهم.
آلیا بات: بنابراین ، بسیار منظم است.
Rakesh Jhunjhunwala: شاید نوشیدنی داشته باشید. من عاشق نوشیدن هستم.
آلیا بات: و شما دوست دارید قطع کنید زیرا عده ای هستند که کار خود را با آنها در خانه می گیرند ، زیرا من حدس می زنم که این برای شما است ، این همه سر شماست.
Rakesh Jhunjhunwala: من نه تنها کارم را به خانه می برم بلکه آن را به رختخواب می کشم. برای من ، بازارها اشتیاق ، وسواس دارند و گاهی اوقات وقتی به تعطیلات می روم ، قطع می کنم. در غیر این صورت ، اگر من در بمبئی هستم ، 24 ساعت در ذهن من است. من نه تنها سرمایه گذاری می کنم بلکه تجارت می کنم. برای تجارت ، باید اخبار روزانه را دنبال کنم. خیلی جالب است و بخش جالب آن ثروت نیست. من فکر می کنم ثروت مهم است اما ... ببینید ، این یک نبرد نفس است. RK Laxman گفت که این تفاوت نظر است که بازار سهام را جالب می کند. برای هر خریدار ، یک فروشنده وجود دارد. برای هر فروشنده ، یک خریدار وجود دارد. بنابراین ، من می خواهم بدانم که آیا نظر من درست یا غلط خواهد بود؟
آلیا بات: اما من چیزی را خواندم که اخیراً گفتید. من رویکردی را که به سمت بورس سهام می گیرید خیلی دوست داشتم زیرا احساس می کنم دائماً آن را در ذهن و ذهن خود به چالش می کشید ...
Rakesh Jhunjhunwala: من با آن به چالش کشیده می شوم.
آلیا بات: دقیقاً و شما چیزی گفتید که اگر بازار خریداران باشد ، پس می فروشید. اگر در حال فروش است ، پس می خرید. بنابراین شما دوست دارید که بدیهی نیست.
Rakesh Jhunjhunwala: کاملاً و در مورد بازار سهام ، یک قانون طلایی وجود دارد که هیچ قانونی وجود ندارد. وقتی شرایط تغییر می کند همه چیز تغییر می کند. بنابراین در سن 4 سالگی ، شما تصمیم گرفتید که یک قهرمان شوید؟
آلیا بات: بله. من حدس می زنم زیرا این سن بود که من ایده ای از کار داشتم.
Rakesh Jhunjhunwala: و چه چیزی باعث تصمیم گیری شما شد؟
آلیا بات: من فقط به یاد می آورم که بچه ای در مقابل تلویزیون بود و فقط می دانستم که می خواهم در آن تلویزیون باشم ، این تنها چیزی است که من می دانم. من به عنوان یک کودک واقعاً نمی دانید که چگونه ، من فکر می کردم که آنها در داخل آن جعبه زندگی می کنند. به عنوان یک کودک ، شما بهتر نمی دانید. این کار با این کار شروع شد و بدیهی است که وسواس همانطور که می گفتید رشد کرد ، شما با کار خود وسواس داشتید. من از ایده حضور در آن تلویزیون وسواس داشتم. من شروع به پرسیدن سؤال کردم. کمی می دانستم که پدرم با ساخت فیلم به همان جعبه تلویزیون نیز کمک می کرد و مادرم بازیگر بود و خانواده کامل من در این کار بود. اما با این خواست که در آنجا حضور داشته باشید ، رقصید. من قبلاً در حال رقصیدن گوویندا و کریشما کاپور در یک باغ و رقصیدن در یک جاده و رقصیدن در جایی دیگر بودم و مثل این هستم که وای آنها بسیار سرگرم کننده هستند!
Rakesh Jhunjhunwala: رقص در حمام؟
آلیا بات: من قبلاً در حمام ، در اتاق خواب ، در ماشین می رقصیدم. من دائماً با خودم رفتار می کردم. سپس من شروع به پیوستن به کلاس های رقص کردم و سپس بدیهی است که وسواس افزایش یافته است. فهمیدم که بیشتر از رقصیدن به آن وجود دارد و پس از آن هیچ نگاه به عقب وجود ندارد و بقیه تاریخ است.
Rakesh Jhunjhunwala: به نظر شما واقعیت این است که والدین شما از صنعت فیلم هستند به شما کمک کردند تا تصمیم بگیرید و قادر به موفقیت هستید؟
آلیا بات: همانطور که گفتید ، واقعاً نوعی آسایش به من داد. وقتی قبلاً در مورد بازیگری به عنوان یک کودک صحبت می کردم ، پدر و مادرم مرا دور نکردند و نه می گفتند ، نه ، شما در مورد چه چیزی صحبت می کنید. آنها بسیار پشتیبان و بسیار هیجان زده بودند و گفتند بله قهرمان بنیجی. او قرار است ستاره شود. او قرار است این باشد. در حالی که بزرگ می شویم ، انگیزه زیادی به من داد که بله این چیزی است که می توانم به آن دست یابم و به آن دست خواهم یافت. مردم قبلاً از من سؤال می کردند که شما برنامه B ندارید زیرا من مطالعه نکردم؟من تا دوازدهمین استاندارد خود را مطالعه کردم و بعد از آن ، مطالعه نکردم. شما می توانید یک برنامه B داشته باشید ، اگر به عنوان بازیگر موفق نشوید ، چه می کنید. من گفتم این واقعیت که من برنامه B ندارم ، باعث موفقیت من خواهد شد. فقط این یک برنامه ...
Rakesh Jhunjhunwala: این یک نگرش عالی است ...
آلیا بات: این یک برنامه است. این برنامه A. پس از این برنامه دیگری وجود ندارد. بنابراین این همان چیزی است که ...
Rakesh Jhunjhunwala: آیا شما به والدین خود بسیار نزدیک هستید؟
آلیا بات: من البته به آنها بسیار نزدیک هستم. آنها اکنون مانند دوستان من به ویژه پدر من شده اند زیرا بزرگ شدن ، او همیشه کار می کرد و بسیار شلوغ بود. من به سختی باید او را ببینم. اکنون می فهمم که چرا همین کار را انجام می دهم و می دانم داشتن یک زندگی اجتماعی چقدر دشوار است و در واقع با خانواده و دوستان خود ملاقات می کنم. بنابراین من نتوانستم وقت زیادی را با او بگذرانم ، اما از آنجا که من شروع به کار کردم ، ناگهان این رابطه جدید و دوست دارم که او هر روز به من پیام دهد. ما در حال صحبت کردن هستیم و او کسی است که اگر شک داشته باشم ، اگر دوست داشته باشم ، اگر من کم باشم ، به آن مراجعه می کنم. به عنوان مثال ، یکی از فیلم ها خوب عمل نکرد ، واقعاً بد. این تنها فلاپ من تا به امروز بود و شخصی که من به آن روی آوردم پدرم بود. هیچ کس دیگری نمی تواند در آن شرایط به من کمک کند. همه فقط همه چیزهای اشتباه را می گفتند. به طرز عجیبی پدرم همه چیزهای درست را می گفت.
Rakesh Jhunjhunwala: چگونه آن را اداره کردید؟
آلیا بات: من آن را مانند نحوه برخورد با دل شکسته رفتار کردم. من تعطیل کردم ، به نوعی با آن برخورد کردم زیرا وقتی بعضی از شما ...
Rakesh Jhunjhunwala: به چه کسی نزدیکتر هستید - مادر یا پدرتان؟
آلیا بات: من باید بگویم و پدرم خوشحال نمی شود اما من به مادرم نزدیکتر هستم اما با پدرم دوستی جدیدی دارم. شما نمی توانید بین والدین خود انتخاب کنید. میتوانی؟سخت است.
Rakesh Jhunjhunwala: این مانند انتخاب بین پسران دوقلوی من است.
آلیا بات: پسران شما در مورد آنچه انجام می دهید چه می گویند؟آیا آنها می دانند شما چقدر بزرگ هستید؟
Rakesh Jhunjhunwala: آنها فقط 9 ساله هستند. من و Rekha اساساً هیچ تلاشی نمی کنیم ، در واقع می خواهیم بگوییم که آنها نباید درک کنند که ما پول داریم یا اینکه ما شناخته شده ایم و دایره دوستان ما همه افراد عادی هستند. ما هیچ دوست مشهور یا دوست ثروتمندی نداریم. من یک جاه طلبی دارممن فکر می کنم ثروت منبع همه خوشبختی نیست. این وسیله ای برای پایان دادن است. اگر آنها درآمد زیادی کسب کنند ، من خوشحال خواهم شد. اگر یکی از همکاران بخواهد یک نقاش باشد ، من خوشحال خواهم شد. اگر یکی از همکاران فقط بخواهد استراحت کند ، من خوشحال خواهم شد. من به فردگرایی اهمیت زیادی می دهم. من می خواهم فرزندانم همان چیزی باشند که می خواهند باشند و شاید اگر از من سؤال کنند ، سعی می کنم آنها را راهنمایی کنم. اگر آنها از من نپرسیدند ، من آن را برای آنها واگذار می کنم.
آلیا بات: اما آیا شما این نکته را بیان کرده اید که زیرا شما گفتید که نمی خواهید آنها بدانید که چقدر پول دارید زیرا شکی نیست که پول زیادی وجود دارد و شما بسیار ثروتمند هستید و همه اینها ... بشر
Rakesh Jhunjhunwala: آنها خود را کشف خواهند کرد. آنها آن را کشف خواهند کرد اما در این سن ...
آلیا بات: اما آیا سعی می کنید مانند ارزشهای اساسی در آنها القا کنید ...
Rakesh Jhunjhunwala: همسر من ، هیچ زباله ای مجاز نیست ...
آلیا بات: اوه واقعاً و این افسانه است.
Rakesh Jhunjhunwala: ما هیچ دوست ثروتمندی نداریم. شما تحت تأثیر شرکتی هستید که نگه دارید. ما هیچ بستگان ثروتمندی نداریم. در میان خانواده ام ، فکر می کنم من ثروتمندتر ، دور ، دور ، بسیار دور هستم. بنابراین آنها هیچ فضایی در درون آنها ثروتمند ندارند. خوشبختانه ... گرچه آنها به مدرسه خوب می روند ، اما هیچ کس ثروتمندی نیز در آن وجود ندارد. البته من قبلاً در ولوو کار می کردم و آنها با یک ماشین هندی می روند. اگر به آنها بگویم که من در یک Merc می روم ، اینگونه نیست که آنها نیز باید یک Merc داشته باشند.
آلیا بات: بنابراین شما می خواهید که آنها به اقتصاد بروند ، با حمل و نقل عمومی و همه اینها سفر کنند ، شما در آن سفر نیز گذشتید ..
Rakesh Jhunjhunwala: منظور من این است که من نمی خواهم آنها را با حمل و نقل عمومی که Rekha اجازه نمی دهد سفر کنند ، منظور من این است که من نمی خواهم آنها یک پیچیده را بدست آورند و احساس امنیت می کنند. من می خواهم که آنها ارزش آن را داشته باشند. آنچه من برای آنها می خواهم مغز من است ، طبیعت Rekha. یکپارچگی مستقل ، مسئولیت و…
آلیا بات: به نظر می رسد شما از پول خود بسیار جدا شده اید ...
Rakesh Jhunjhunwala: من به حدی جدا شده ام که احساس می کنم بسیار بسیار بیشتر از آنچه نیاز دارم دارم. بنابراین حتی اگر حدود 20 ، 30 ٪ ، 40 ٪ از بین برود ، من هنوز هم همان سیگار را سیگار می کشم ، همان ویسکی را می نوشم ، همان ماشین را رانندگی می کنم ، برای تعطیلات به همان مکان می روم. برای من ، این بیشتر اشتیاق است. آنها می گویند سفر بهتر از مقصد است ، بنابراین برای من که سفر جالب تر است و من اهمیتی نمی دهم که در یک لیست باشم.
آلیا بات: اما شما در لیست های من هستید.
Rakesh Jhunjhunwala: خوب در واقع کسی قبلاً این سؤال را از من پرسید. من گفتم اگر بگویم که دوست ندارم در لیست باشم ، دروغ می گویم و هیچ کاری نمی کنم یا وارد رقابت می شوم تا اطمینان حاصل کنم که در لیست هستم. من آنچه را که از آن لذت می برم انجام می دهم و این کار را انجام می دهم.
آلیا بات: خوب گفت و من کاملاً با آن موافقم. بعضی اوقات مردم می پرسند آیا شما از افرادی که به شما و همه آنها نگاه می کنند ، زحمت می کشید ، بنابراین من گفتم اگر آنها به من نگاه می کنند ، این یک مشکل است. اگر آنها به من نگاه نمی کنند ، یک مشکل است. من می توانم Chasma خود را قرار دهم و لازم نیست که به آنها نگاه کنم. اگر آنها به من نگاه نکنند ، من نگران خواهم شد.
Rakesh Jhunjhunwala: شما صریح و بسیار خوب هستید و به من یک چیز بگویید ، چه کسی ستاره فیلم مورد علاقه شما در تمام دوران است؟
آلیا بات: صنعت فیلم هند یا مانند ...
Rakesh Jhunjhunwala: هر دو هندی و ...
آلیا بات: فکر می کنم انتخاب یکی از آنها دشوار است. بسیار ، بسیار دشوار است.
Rakesh Jhunjhunwala: سپس دو مورد علاقه را انتخاب کنید.
آلیا بات: من یک طرفدار بزرگ مریل استریپ هستم. او برای من مثل من مظهر بازیگری است ...
Rakesh Jhunjhunwala: بازیگر بسیار خوب.
آلیا بات: فقط درخشان است. بنابراین او بزرگترین الهام من به عنوان یک بازیگر است و از اینجا فکر می کنم آقای باچان بدیهی است.
Rakesh Jhunjhunwala: ما مورد علاقه مشترک داریم.
آلیا بات: بله اما او است ، من فکر می کنم مورد علاقه همه است.
Rakesh Jhunjhunwala: و نقش رویایی زندگی شما چیست؟
آلیا بات: نقش رویایی ، من یک فرد بسیار روحیه هستم. من پیسین هستم. بنابراین ماهی ها یک روز از خواب بیدار می شوند. آنها می خواهند کاری انجام دهند. روز دیگر آنها می خواهند کار دیگری انجام دهند. من خوشبختانه حداقل تاکنون خودم را به هیچ یک از شخصیت ها یا یک نوع فیلم وصل نکرده ام. از خواب بیدار می شوم ، احساس می کنم یک کمدی انجام می دهم و اگر یک کمدی راه من بیاید ، من این کار را می کنم. احساس می کنم یک فیلم جدی انجام می دهم ، این کار را خواهم کرد. این واقعاً به روحیه من بستگی دارد. اما من یک چیز را مطمئناً می دانم که می خواهم یک بار همه ژانرها را از بین ببرم. من می خواهم یک فیلم اکشن ، یک عکس زیستی انجام دهم. یک بار ، من همه جعبه ها را از بین بردم ...
Rakesh Jhunjhunwala: شما می خواهید یک بازیگر همه کاره باشید.
آلیا بات: قطعاً. من فکر می کنم این همان چیزی است که یک بازیگر باید باشد.
Rakesh Jhunjhunwala: و چگونه می توانید به این نقش وارد شوید؟چگونه وارد شخصیت می شوید؟
تعریف نشده
آلیا بات: من فکر می کنم هر فرآیند متفاوت است. برخی از کارگردانان نمی خواهند شما برای این قسمت مقدماتی انجام دهید. آنها می گویند فقط تنظیم شده ، کار خود را انجام دهید و ما فقط در آنجا جادویی ایجاد خواهیم کرد. برخی از کارگردانان می خواهند شما از پیش دبستان ، خوانش ها ، کارگاه های آموزشی عبور کنید ، با آنها بنشینید ، با آنها صحبت کنید. بنابراین من بازیگر کارگردان هستم. من آنچه را که به من گفته می شود انجام می دهم و با جریان می روم. من دوست دارم Prep را شخصاً انجام دهم زیرا احساس می کنم کمی آماده تر در مجموعه هستم.
Rakesh Jhunjhunwala: شما یک کمال گرا هستید؟
آلیا بات: نه. من اصلاً کمال گرا نیستم. من دوست دارم تازه آماده باشم. به عنوان مثال اگر من ماه آینده تیراندازی می کنم ، من قبلاً تمام دیالوگ هایم را یاد گرفته ام ، بنابراین مجبور نیستم حتی یک بار وقتی که در حال تنظیم هستم ، به گفتگوهای خود نگاه کنم. لازم نیست در مورد آن فکر کنم. اما برخی از کارگردانان وجود دارند که تا روزی که به مجموعه برسید ، دیالوگ به شما نمی دهند. به طوری که هر فرآیند متفاوت است.
Rakesh Jhunjhunwala: پول برای شما چه معنی دارد؟
آلیا بات: چرا به این سوال پاسخ نمی دهید زیرا سوال من برای شما این است که پول برای شما چه معنی دارد؟
Rakesh Jhunjhunwala: من نمی دانم ، من خانه ای را تهیه می کنم که بسیار گران است. پول به من اجازه می دهد تا هر وقت نگران آن نباشم که چگونه زنده بمانم. این به من این انتخاب را می دهد تا آنچه را که می خواهم بخرم. این به من امنیت می دهد. این به من حس موفقیت می بخشد. این قدرت را به من می دهد. من فکر می کنم این بسیار مهم است. فراتر از آن فکر نمی کنم ... می گویم مهم است اما این تنها وسیله ای برای رسیدن به هدف است ، نه به خودی خود.
آلیا بات: من کاملاً در همان صفحه با شما هستم. من قطعاً موافقم که این وسیله ای برای پایان دادن است. من در اوایل زندگی خود شروع به کسب درآمد بسیار جوان کردم. من وقتی که 17-18 سال داشتم وقتی شروع به تیراندازی برای دانشجو سال کردم ، کار کردم و به یاد دارم که اولین چک پرداخت خود را کردم و خیلی هیجان زده شدم و به مادرم دادم و گفتم: "مامان این را در بانک گذاشتی. "من می خواستم مسئول باشم چون واقعاً جوان بودم. اما از آن زمان تاکنون چنین بوده است. مادرم تمام پول من ، تمام امور مالی من را اداره می کند. هیچ نظری ندارم.
Rakesh Jhunjhunwala: آیا تا به حال فکر کرده اید که به جامعه یا خیریه بازگردید؟
آلیا بات: البته، بله، بله. منظورم این است که به عنوان یک بازیگر، به عنوان یک سلبریتی، فکر می کنم که همه، هر شخصیت عمومی باید کاری انجام دهد که به عنوان یک بازیگر ادامه دارد. من کمپین حیوانات و سیاره خود را به نام همزیستی شروع کرده ام که ابتکاری است که اساساً نوعی آگاهی را در مورد چگونگی نیاز انسان و حیوان به همزیستی و چگونگی همزیستی با سیاره خود انجام داده ام..
Rakesh Jhunjhunwala: این یک نکته بسیار مهم است…
آلیا بات: بله و ما در حال گذراندن وحشتناک ترین دوران با گرمایش جهانی هستیم که در حال حاضر به اوج خود رسیده است.
Rakesh Jhunjhunwala: اکنون اگر عدم تعادل در جانوران، پرندگان و انسان وجود داشته باشد، می تواند منجر به شکستن زنجیره غذایی شود.
آلیا بات: کاملاً.
Rakesh Jhunjhunwala: و اگر زنجیره غذایی شکسته شود، فاجعه رخ خواهد داد.
آلیا بات: بله. بچه ها همه شما آن را از خود مرد شنیده اید. اگر زنجیره غذایی شکسته شود، فاجعه خواهد بود، چیزی که من می خواهم بگویم.
Rakesh Jhunjhunwala: چه چیزی شما را به یک مرد جذب می کند؟
آلیا بات: در حال حاضر من به هیچ مردی علاقه یا جذب ندارم زیرا تنها مردی که در زندگی یا هر جذابیتی دارم کار من است. اما من فکر می کنم این چیزهای اساسی است بله. اول، حس شوخ طبعی برای من مهم است. من کسی هستم که همانطور که می بینید دوست دارم بخندم زیرا در حال حاضر دارم می خندم. بنابراین شما مرا بخندانید، من خوشحال خواهم شد و همچنین مهربانی نمی کنم که از کاری که انجام می دهم غرق شوم زیرا کار سختی است.
Rakesh Jhunjhunwala: شما می خواهید که او به فردیت شما احترام بگذارد.
آلیا بات: بله و اجازه دهید من باشم. من کسی هستم که دوست دارد فقط پرواز کند، بنابراین این بسیار مهم است.
Rakesh Jhunjhunwala: من به زن علاقه ندارم، یه ساب چاهانه سه ناهی هوتی، هونه سه هو جاتی های. من علاقه ای ندارم… من فقط به کار خودم علاقه دارم…
آلیا بات: اما اکنون زمان خوبی است که به آن علاقه مند شوم.
Rakesh Jhunjhunwala: من فکر می کنم.
آلیا بات: بله.
Rakesh Jhunjhunwala: نظر شما در مورد نهاد ازدواج چیست؟
آلیا بهات: ازدواج این است... من هیچ مشکلی با نهاد ازدواج ندارم. امیدوارم روزی با چند نوزاد خیلی بزرگ ازدواج کنم، با گونه های بزرگ که آرزوی من است، اما کسی نیستم که به ازدواج فکر کنم. بدیهی است که من در حال حاضر 24 سال دارم بنابراین برای ازدواج خیلی زود است. اما این اتفاق خواهد افتاد. اما چیزی است که مانند چرخه زندگی است. باید اتفاق بیفتد.
Rakesh Jhunjhunwala: شما مشتاقانه منتظر مادر شدن هستید؟
آلیا بات: اخیراً من برای تولد خود گربه ای گرفتم و احساس می کنم در حال حاضر با این گربه مادر شده ام. من می دانم که عجیب به نظر می رسد اما چنین احساسی دارد.
Rakesh Jhunjhunwala: نه ، نه. بسیاری از زوج ها ، افراد زیادی از حیوانات عشق و محبت زیادی می گیرند ...
آلیا بات: بله اما اینگونه نیست که من بچه ها را نمی خواهم. من تنها زندگی می کنم. بنابراین ، این فقط من و گربه ام هستم و من آنقدر عشق و علاقه زیادی به او داریم اما کمی نگران هستم زیرا من خیلی به او نگران هستم ، نمی دانم وقتی که دارم چه اتفاقی برای من خواهد افتادیک کودک. من مانند وسواس خواهم بود و نمی توانم دوست داشته باشم کودک را دوست داشته باشم.
Rakesh Jhunjhunwala: نه ، با گذشت زمان از بین می رود.
آلیا بات: نه ، اگر من مثل مادرم باشم ، شخصیتی پارانوئید خواهم بود زیرا مادرم دقیقاً مانند آن است.
Rakesh Jhunjhunwala: اما شما به مادرتان رسیدگی کردید ، دخترتان به شما رسیدگی خواهد کرد ، نگران نباشید.
آلیا بات: نه مادرم مرا اداره می کند. این برعکس است. بنابراین آیا باید سرگرم کننده باشیم ، اجازه دهید سوالات آتش سریع داشته باشیم؟
آلیا بات: من از شما یکی می پرسم و بعد از آن از من می پرسید یا باید با آن برویم. بگذارید کمی سرگرم شویم. سهام مورد علاقه شما؟
آلیا بات: فیلم مورد علاقه شما چیست؟
Rakesh Jhunjhunwala: All Guru Dutt Movies.
آلیا بات: باشه. به طور خاص هیچ نام؟
Rakesh Jhunjhunwala: منظور من صاحب بی بی آئور غلام است.
آلیا بات: غذای مورد علاقه؟
Rakesh Jhunjhunwala: هندی ، ایتالیایی ، چینی.
آلیا بات: این سه غذای است ، یک غذای خاص که شما فقط نمی توانید بدون عشق زندگی کنید.
Rakesh Jhunjhunwala: هندی.
آلیا بات: غذای هندی.
Rakesh Jhunjhunwala: Ghar Ki Dal Chaval.
Alia Bhatt: Ghar Ki Dal Chaval NA بهترین. آیا نام معلم کلاس پسران خود را می دانید؟
آلیا بات: آیا می دانید پسرش در کدام کلاس قرار دارد؟
Rakesh Jhunjhunwala: البته سال سوم.
آلیا بات: هیچ کس نمی دانند. پدر من نمی دانست که من در کدام استاندارد هستم و او قبلاً من را معرفی می کرد ، آلیا است که او در استاندارد هشتم است. من می گویم papa من در استاندارد 10 هستم. شما نمی توانید بگویید که من در استاندارد هشتم هستم. بعضی اوقات مردم نمی دانند اما شما نام معلم را نمی دانید. نقل قول مورد علاقه شما چیست ، چیزی که قسم می خورید؟
Rakesh Jhunjhunwala: "ما زندگی خود را با آنچه درآمد کسب می کنیم می سازیم. ما زندگی خود را با آنچه می دهیم ، می سازیم ، "این همان چیزی است که چرچیل گفت و چیز دیگری که چرچیل گفت یک عالی است ، که برای زندگی بسیار صادق است که ما باید بسیاری از نبردها را برای پیروزی در جنگ از دست بدهیم که این به معنای زیاد استاز زمان زندگی با مشکلات روبرو می شوید ، گاهی اوقات مجبور به عقب نشینی هستید ، گاهی اوقات مجبور هستید که از این قدرت پیروز شوید.
آلیا بات: اما آیا می توانم از شما چیزی بپرسم. من می دانم که این کار دشوار است اما آیا دوست دارید از دست بدهید؟آیا این چیزی است که بیشتر به شما الهام می دهد یا از آن متنفر هستید؟من از از دست دادن متنفرم
Rakesh Jhunjhunwala: این سؤال نیست. هیچ کس دوست ندارد از دست بدهد اما واقعیت این است که هیچ پیروزی بدون ضرر وجود ندارد. اگر ضرر وجود نداشت ، چگونه می دانید که پیروزی چه خواهد بود. من فکر می کنم که من از اشتباه کردن نمی ترسم ، بلکه فقط شخصی را که می توانم تحمل کنم ، درست کنم. به طوری که من ممکن است زندگی کنم تا یکی دیگر از آنها را بسازم. و اگر من پارانوئید باشم که نمی توانم از دست بدهم ، پس از آن بی حرکت می شوم. من نمی توانم خطر کنم. گرچه من از دست دادن مهم نیستم اما باید از این باخت یاد بگیرم. و باید درک کنم که موارد خاصی در زندگی وجود دارد که با روانشناسی انسان مرتبط است که در آن پیش بینی بسیار کم است. مانند کدام فیلم دوست خواهد بود ، که دوست نخواهد بود. شما نمی توانید فراتر از یک نقطه را پیش بینی کنید. شما در حرفه ای هستید که عدم اطمینان در آن ساخته شده است. یک چیز در زندگی این است که به جای دلخواه و دوست نداشتن خودمان ، بگذارید درک کنیم که واقعیت چیست و اجازه دهید با آن سازگار شویم. بنابراین ، من نمی ترسم از دست بدهم.
آلیا بات: نه. این بازیگری است و کار من کاری است که می خواستم انجام دهم. من می خواهم خداحافظ ، خداحافظ به جهان از یک مجموعه فیلم.
Rakesh Jhunjhunwala: هرگونه روابطی که به شما آسیب برساند؟
آلیا بات: البته ، روابط به من آسیب رسانده است که مرا پرورش داده است. شما فقط با روابط خود رشد می کنید و چیزهای زیادی یاد می گیرید.
Rakesh Jhunjhunwala: و چگونه به تمام اخبار رسانه های اجتماعی واکنش نشان می دهید؟
آلیا بات: من فکر می کنم رسانه های اجتماعی مانند هوای بد هستند. می آید اما می رود. بنابراین شما فقط باید منتظر آن باشید و این راهی است که من ترجیح داده ام به آن نگاه کنم.
Rakesh Jhunjhunwala: بلوغ خوب در سن جوانی.
آلیا بات: من کاملاً بالغ هستم.
در فیلم: تماشا کنید: Big Bull Jhunjhunwala می گوید پول منبع خوشبختی نیست
اخبار بیشتر را بخوانید
(آنچه در حال حرکت Sensex و Nifty آخرین اخبار بازار ، نکات مربوط به سهام و مشاوره تخصصی در مورد Etmarkets است. همچنین ، Etmarkets.com اکنون در تلگرام است. برای سریعترین هشدارهای خبری در بازارهای مالی ، استراتژی های سرمایه گذاری و هشدارهای سهام ، مشترک در فیدهای تلگرام ما.)
برای دریافت به روزرسانی های روزانه بازار و اخبار تجاری زنده ، برنامه اخبار اقتصادی تایمز را بارگیری کنید.
کسب درآمد از بیت کوین...
ما را در سایت کسب درآمد از بیت کوین دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : ماهور الوند
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : پنجشنبه
8 تير
1402 ساعت: 19:30